اینجا من ، تنها ایستادم
با یه کوه̗ بلند سر راهم
و یه جفت پای خسته
که از سنگلاخ ̗ پشت̗ سر به یادگار دارم
از این راه و از اون راه
پر از پیچ و خم و چاله و چاه
همینطور میرن و میرن خیل ̗ بنی آدم
تو جایی که بهش میگن ... "تبعیدگاه"
بعضی کند ، بعضی شتابون ... بعضی سخت گرفتن ، بعضی آسون
بعضی سبک ، بعضی سنگین ... بعضی ساده ، بعضی رنگین
بعضی تنها ، بعضی باهم ... بعضی نا امید ، بعضی دلگرم
بعضی خندون ، بعضی گریون
از نظر من ، همه سرگردون
انگار قیامت شده
من و از این کابوس بیارید بیرون !
