کنج ̗ طاقچه ، کتابی زیر ̗ خروار ̗ روزمرگیست
خاک ̗ روی جلد ، سالشمار ̗ روزهای خفتگیست
کتاب از دنیایی سپید روایت می کند
جایی که تنهایی و دلتنگی نیست
بی رحمی و بی عاطفگی نیست
همه عاشقند و معشوق
دل ̗ خوش ، همیشگیست
یتیم و فقیر و گرسنگی نیست
جبر ̗ روزگار ، تنها انتخاب ̗ زندگی نیست
باران می بارد به هر کس و به هر جا
سراسر ، گشادگی و دارندگیست
جای جنگ ، سازندگیست
جای بندگی ، آزادگیست
جای جهل و بدگلی
هنر است و فرزانگیست
آفت و بلا و آزردگی نیست
هیچ عزیزی نمی رود و میرندگی نیست
نوای دنیای سپید ، نوای خوش آهنگیست
... راستی ... اینهمه درد و غم دنیای ما ... برای چیست؟ ...
